محمد بن على بن محمد شبانكاره اى
322
مجمع الانساب ( فارسى )
آن وفات يافت . برادر او امير ساتلمش بيك قائم مقام او به امارت بنشست و برادر او مسعود بيك به طرف عراق روانه شد و آنجا وفات يافت و امير ساتلمش بيك لشكرى جمع كرد و از ولايتى كه ملك معز الدين حسين تصرف كرده بود باز مىستاند و ميان ايشان منازعت و مكاوحت بسيار شد و از امرا امير محمد توكال و امير محمد زيرك و خواجه فضل اللّه عبيد كه وزير ملك حسين بود پيش او آمدند و چندگاه آنجا بودند بعد از آن به سبزوار آمدند و از امراى قراوناس كه از خراسان به جغتاى رفته بودند چون امير محمد خواجه و امير چوپان كه ذكر ايشان رفته به مدد كارى او آمدند و با همديگر وصلت و قرابت ساختند و با لشكرى مستعد به ولايت ملك معز الدين حسين رفت و چند حصار را از ولايت جام و خواف و باخرز مستخلص گردانيد و با مقام زره كه نزديك هرات است با امرا و لشكر مستعد با ملك معز الدين حسين جنگ كرد . در حملهء اول امير ساتلمش بيك و امير محمد خواجه و امير چوپان را بقتل آوردند و بعد از وى پسر امير محمد بيك ، امير على پادشاه را در جنابد به امارت بنشاندند . بعد از آن چون او طفل بود خواهرزادهء امير ساتلمش بيك - امير جعفربيك - را كه نبيرهء امير حياطغا بود كه پيشتر ذكر او رفته به جاى او بنشاندند و مدتى حاكم بود بعد از آن جهت ضبط مملكت چند كس را از امرا و نواب مولاى بقتل آورد از وى ملول و متنفر گشتند . و چون دائما ملك حسين لشكر به قهستان مىآورد و او را قوت و طاقت مقاومت نبود امير پيرحسين كه نوكر او بود و عز الدين قمارباز با چند كس خلاف كردند و جنابد و قلعه را به ملك معز الدين حسين دادند . امير جعفربيك از آنجا منهزم شده به طرف عراق رفت و آنجا وفات يافت و اكنون از اولاد و احفاد مولاى و طراقاى كه جد ايشان بود كسى نمانده و ولايت قهستان به تمامى ملك حسين در ضبط خود آورد و جنابد و قلعه را خراب كرد . ذكر امير ارغون شاه و امرا و اقرباى ايشان حال آن كه به وقت آمدن پادشاه مغفور هولاكو خان ، بوقانويين را كه جد امير موسى جاندار و امير يساول و امير توروت و امير حاجى و امير محمد زيرك بود به اميرى لشكر و استخلاص قلاع در خراسان نصب فرمود و امير ارغون آقا را به امارت خراسان تعيين فرمود . بعد از وفات امير ارغون آقا و پسر وى امير نوروز كه